غروب جمعه؟!
زهراراستش ربطی به غروب جمعه نداشت من از صبح حالم گرفته بودد
از صبح دلم میخواست با خدا قهر بگیرم و بگم توام منو نمی بینی؟!
چون ساکت میشم حرف نمی زنم اعتراض نمی کنم؟!
توام مثه مامان منو یادت میره؟
باید حتما مثه بقیه داد و بیداد کنم که منو یادت بیاد؟!
آخه من دلم نمی خواد باهات قهر کنم، من وقتی بهت میگم نماز صبح بیدار م کن و راس ساعت بیدار میشم از ذوق می میرم، از ذوق اینکه تو خواستی که من باهات حرف بزنم...
بعد بی معرفت تو برا من هیچ قدم برنمیداری؟!
جمعه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ ،ساعت 18:58
